/ 30 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یــــــاســـــــــ

هر آدینه قطره های اشک بر گونه ها لغزانند ، مهتاب در ساحل انتظار پهلو گرفته است ... کوه ها و دشت ها أینَ السَبَبُ المُتَصِلُ بَینَ الأرضِ وَ السَّمَاءِ را فریاد می زنند. ستاره ها بی قرار؛ شب تا سحر أمَّن یُجیِب می خوانند ، سروها گردن برافراشته اند تا از افق ها تو را فریاد بزنند ، صدای قناری ها در حنجره یخ زده است ، زمین در انتظار بوسیدن گام هایت بی تاب است ... آه! ای که وجودت از جنس آسمان است... در زمستان فراقت؛ گلی به گلستان نمانده است. کاش بیایی ! با حریر نفست بر کالبد خسته از انتظار شقایق ها ؛ جانی دوباره بخشی کاش بیایی ! همچو موسی ، با عصای ظهورت بشکافی دیوار فاصله را ...

شهید علیرضا حجتی(خادم الشهدا)

برای دیدن روی تو ناله هادارم، خوشم اگرچه غریبم ولی تو را دارم، گدایی در این خانه آبروی من است، به نام توست اگر ذره ای بها دارم... اللهم عجل لولیک الفرج...

امید مینودشت پدیده

ضمن عر ض سلام حضور همه دوستا ن تلاشگر در این وبسایت وزین ،همکاری ،تبادل اطلاعات ومطالب باشماعزیزان مایه مباهات ماست.سایت امیدمینودشت(پدیده) افتخارداردکه لینک سایت شمارادرقسمت پیوندهاقراردهد.خوشحال میشویم اگرآدرس سایت ما رادرسایتتان درج نمایید.ضمنادر صورت اقدام مارا مطلع فرمایید/باسپاس www.omid-fc.com

ابراهيم

سلام برادر وبلاگ خيلي خوبي داري به اميد نابودي داعش و داعشيان زمانه. عشق فقط عشق علي رهبر فقط خامنه اي

علوی

شهدا هسته ای یادشان گرامی و راهشان پاینده باد[گل] خسته نباشی[دست]

راستگو

سلام پیشنهاد میکنم دوره های اندیشکده یقین را دنبال نمایید در بصیرت زایی بسیار موثر است. فیلم این دوره ها در اینترنت موجود است.

علوی

سلام [گل] [گل] [گل][گل] یا زهرا .......تسلیت باد[ناراحت]

دلسوختگان

دستور عقب نشینی رسید .. دوستش زخمی شد و امیدی به نجاتش نبود .. همگی به عقب برگشتند و دوست زخمی او در میدان جنگ ماند . . . فرمانده اش به او گفت : تلاشت بی فایده است چون هم جراحات بسیاری برداشته و هم اینکه برای نجاتش بروی کاری برای زنده ماندنش نمی توانی انجام دهی و هم جان خود را به خطر می اندازی . . . با سرعت خود را به دوستش رساند .. آرام و بی حرکت روی زمین افتاده بود . . . سرش را بلند کرد و بر سینه ی خود گذاشت .. آرام چشمان خون گرفته اش را باز کرد و گفت : تو هستی بهترین دوست من .. می دانستم برای نجات من می آیی . . . سرش را محکم بر سینه چسبانده بود و این آخرین کلامی بود که از او شنید و آرام چشمانش را بست . . . وقتی برگشت فرمانده به او گفت : نگفته بودم کاری از دست تو بر نمی آید . . . رو به فرمانده کرد و گفت : آخرین جمله دوستم .. وقتی سرش بر روی سینه ام بود این بود که "می دانستم برای نجات من می آیی" .. او با امید مرد .. ناامید از این دنیا نرفت . . !!! سلام مهربان دوست . . . ایام حزن و اندوه شیعیان تسلیت باد . . . "السلام علیک یا فاطمه الزهراء (س)"

یه دختر تنها

کودک که بودم گفتند: کودک است و نمی فهمد جوان که بودم گفتند: جوان است و خام ، نمی فهمد پیر که شدم می گویند: پیر است و چیزی حالیش نیست ونمی فهمد بعد مرگم همه سر خاکم می گویند: خـــدا رحمتش کند چه انسان فـــهمیده ای بود...!!

شهیدسیدمحمدسیدی

بسم رب الشهدا’ والصدیقین یا صاحب الزمان، گرچه نوروز است اما به تسلای خاطرتان از بابت غم مادر، دور هم جمع می شویم. باشد که عنایتی فرمايي و سالی پر از برکت برای ما بخواهی. دوستان عزیز سال 93 گذشت وما همچنان در انتظار ظهور هستیم انشالله که سال 94 وسالهای پس از آن از منتظران واقعی ظهور باشیم...منتظرحضورسبزتان هستم یاحق