/ 8 نظر / 21 بازدید
سفرسرخ

سلام عالی بود...عالی... موفق باشید.

سفرسرخ

اللهم عجل لولیک مولانا فرج...

دلسوختگان

آموخته ام . . . که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید .. تو مرا شاد کردی . . . بیاموز . . ! همه می توانند موجب شادی تو باشند . . . آموخته ام . . . که مهربان بودن .. بسیار مهم تر از درست بودن است . . . بیاموز . . ! درعین درستی مهربان باشی . . . آموخته ام . . . که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی .. نه گفت . . . بیاموز . . ! به هدیه هیچ کس به خاطر عشقی که در آن نهفته است نه نگویی . . . آموخته ام . . . که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد .. همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم . . . بیاموز . . ! همه ما احتیاج به دوستی داریم .. که به طور جدی با او دوست باشیم . . . آموخته ام . . . که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد .. فقط دستی است برای گرفتن دست او .. و قلبی است برای فهمیدن وی . . . بیاموز . . ! تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد دستی است که عاشقانه دستش را بفشارد و قلبی که تنها تپنده برای او باشد . . .

زهــــــــــره تک ستــــــــــاره

بیچاره پاییز... دستش نمک ندارد... این همه باران به آدم ها میبخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند. خودمانیم ...تقصیر خودش است؛ بلد نیست مثل "بهار" خودگیر باشد تا شب عیدی زیرلفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویل را هدیه دهد ... سیاست "تابستان "را هم ندارد که در ظاهر با آدمها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند. بیچاره ..... بخت و اقبال "زمستان" هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد . او "پاییز" است رو راست و بخشنده...ساده دل فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدمها بریزد ...روزی.. جایی...لحظه ای... از خوبیهایش یاد میکنند. خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند.. ..یکی به این پاییز بگوید آدمها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ... و تنها یادگاری که برایت میماند... "صدای خش خش برگهای تو بعد از رفتن آنهاست...